تبليغاتX
سیب-آبی
دنياي عشاق : 
دوست ندارم که بگويم دوستت دارم        دوست دارم که دريابي دوستت دارم

 

 


غروب عاشقي رنگش طلايي است           ولي در آخرش مرگ و جدايي است

 


 

اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت    جانم بسوختي و به دل دوست دارمت

 


 

تا جام اجل نکرده ام نوش           هرگز نکنم تو را فراموش

 


 
در شبي غمگين تر از من قصه رفتن سرودي   تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی

 


 
من ان غريب ديروز..... اشناي امروز.... و فراموش شده

فردايم .......در اشنا يي امروز مي نويسم تا در فراموشي فردا . يا دم کني

 

 

کاش زندگي فرصت دهد گاهي از گل ها ياد کنيم کاش

بخشي از زمان خويش را وقت قسمت کردن شادي کنيم

 


 

در زماني که:
وفا قصه برف به تابستان است وصداقت گل نايابي

 است ودر آينه چشمان شقايق ها نيز عابر و ظالم و بي

عاطفه غم جاريست به چه کس بايد گفت ؟
با تو خوشبخت ترين انسانم

 

   


 

محبت از درخت آموز:

 که سايه از سر هيزم شکن هم بر نميدارد

 
  

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از

اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي

 هست كه ديگه اونجا جاي من نيست


هيچ موقع چشمانت را براي كسي كه مفهوم نگاهت را نمي داندگريان نکن


ادامه مطلب
|+|
آبی ترین آبی عشق محسن
اول به نام عشق. دوم به نام تو. سوم به ياد مرگ . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق،  

اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم

گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری 

   ////////                                           //////////////////                                //////////////////////

يک نصيحت :مواظب خودت باش ! يک خواهش : اصلاً عوض نشو ! يک آرزو : فراموشم نکن

.

لبخند زدی وآسمان آبی شد شبهای قشنگ مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد 

زیبایت تا آخر عمر غرق بیتابی شد

 

زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است

.

برو به ادامه مطلب /


ادامه مطلب
|+|
آبی ترین آبی عشق محسن
مثل سهراب ... بخوان  
وبلاگی خواهم ساخت      خواهم افزود به وب!          سرویسش وردپرس، قالبش هرچه که شد              دور خواهم شد از آن سرویس قبل                  که در آن هیچ کسی نیست که سرویسش را  در جهانواره‌ی پرسرعت تکنولوژی آپدیت کند!      سرویس قبلی من          سرویسی ایرانی است -عین من یا خودتان-              جنس آن اعلا نیست                  دامنه‌ش هک شده است                      سرورش هم دان است                          صفحه اش بی فید است                              یا اگر هم دارد، اينولید است و پر از اشکالات!  این وسط اما خب، گوش وبلاگستان      از سخنرانی بی وقفه‌ی سردمدارش، ناگهان کر شده است          وبلاگ قبلی من، پیج رنکش ده بود              دامنه‌ش هک شد و دات آی آر شد -یعنی آن رنک پرید-  وبلاگ تازه‌ی من پیج رنکش صفر است      چه خیالی دو سه روزی است که آن را دارم          ویزیتورهای وب تازه‌ی من روی هم یک رقمی است              چه کنم؟ وای که مایوس شدم من بسیار،  سفری کردم از آن یاس بزرگ توی وبلاگستان      دختری را دیدم شانزده ساله -تازه بالغ شده بود-          توی آن وبلاگش              از غذا پختن خود، یا که چت کردنهاش  می‌نویسد اما      هیت او ده رقمی است!          یا زنی بود آنجا -تازه فارغ شده بود-              عکس نوزادش را در بلاگش دیدم                  از هجوم ویزیتورهاش ولی شب نشده، کانترش می ترکد!  وسط این سفرم به دختری لوس اصابت کردم      پست‌هایش کلا، این چنین است که رفتم خانه آمدم به دفتر روزنامه!          ویزیتورهاش ولی، می‌رسد به پای جمعیت چین  آخر این سفرم هجوم افکار نویی توی مغزم آمد      با خودم می گویم در پروفایل بلاگم بنویسم پررنگ:          ایها‌الناس که دختر هستم

|+|
آبی ترین آبی عشق محسن