|+|
آبی ترین آبی عشق محسن شعر هاي تك بيتي بي سبب هرگز نمي گردد كسي يار كسي ياربسياراست تا گرم است بازاركسي ***************************** در دياري كه دران نيست كسي يار كسي يارب توچنان كن نيفتد به كسي كاركسي ***************************** شمع ميسوزد و پروانه به دورش من كه مي سوزم وپروانه ندارم چه كنم؟ **************************** سالها مي گذرد حادثه ها مي ايد انتظار فرج از نيمه خرداد كشم **************************** اي كه از يار وفا مي طلبي يار كجاست همه يارند ولي يار وفادار كجاست **************************** اي تو كه گوشه چشمت غم عالم ببرد حيف نباشد كه توباشي ومراغم ببرد *************************** شب بود و شمع بود و من بودم و غم شب رفت وشمع سوخت ومن ماندم غم **************************** شمع و گل و پروانه همه جمعند اي دوست بيا رحم به تنهايي ما كن ***************************** هركسي گويد بدم از سوي من رويش ببوس ور مرا نيكو بخواند بشنووباور مكن ***************************** شمع من در شب زيارت مي كند پروانه را من بقربانش شوم خواننده اين نامه را **************************** من زلبت صدهزار بوسه طلب داشتم انچه به من داده اي وام عطا كرده اي *************************** نام تورا بر لوح زر بايد نوشت نام تو باباي من بر تاج سر بايد نوشت ************************** زهر است عطاي خلق هر چند كه دوا باشد حاجت ز كه ميخواهي جايي كه خدا باشد *************************** ازمودم دل خويش را به هزاران شيوه هيچ كدامش بجز ازياد تو ارامم نكرد ************************** به دريايي گرفتارم كه موجش عالمي دارد به دريا رفته ميداند مصيبتهاي طوفان را *************************** اي عزيزان عيد امد.عيد امد و ما در ماتم ياريم محرم صد شرف دارد به اين عيدي كه ما داريم *************************** مدعي گر به رخت تيغ كشيد هيچ مگو اتش كم محلي تيز تر از شمشير است **************************** هر كجا محرم شدي دست از خيانت باز دار اي بسا محرم كه با يك نقطه مجرم مي شود *************************** مدعي خواستكه از بيخ كند ريشه ما غافل از ان كه بود خدا در انديشه ما **************************** بحق ساقي كوثر وجودت بي بلا باشد سر و دستت علي گيرد نگهدارت خدا باش *************************** زندگي چيست جز خون دل خوردن اولش عشق اخرش نيز مردن &&&&&&&&&&&&&&&&& نمك بر زخم من شيرين تراز خواب سحر گردد جگرها خون شود تا يك پسر مثل پدر گردد **************************** پيري چه شكستي است كه تعمير ندارد ويران شود ان خانه كه يك پير ندارد ****************************** هر كسي از ظن خود شد يار من از درون من نجست اسرار من ****************************** در ميان همه گل بودم عاشق نشدم تو چه بودي كه از عشقت ديوانه شدم **************************** همه شب به كويت ايم به بهانه گدايي كه مگر شبي زرحمت به رخم دلي گشايي **************************** كنار عشق نشستيم و شعرها خوانديم خزان امد و بهار گذشت و ما مانديم ************************** درحسرت ديدار تو اواره ترينم هرچند تا منزل تو فاصله اي نيست *************************** هر كه افتد نظرش در پي نا موس كسي در پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسي &&&&&&&&&&&&&&&& ثمر عشق همه سوختن و ساختن است اين غماري است كه فتحش همه در باختن است **************************** نازم زناز كسي كه ننازد ز ناز خويش ما را زناز نازفروشان نياز نيست *************************** به عشقت انچنان من بسته ام دل كه باشد دل بريدن از تو مشكل ************************** غروب عاشقان رنگش طلاييست اگرچه اخرش رنج وجدايي است *************************** مي خواهم مهمانت كنم گوشه قلبم تو را ايا نوازش مي كني اين كلبه ويرانه را *************************** محبت راه به دل دادن صفاي سينه مي خواهد به ياد يك دگر بودن دلي بي كينه مي خواهد ************************* بلبلي بر گل نشست و برگ گل را باد برد بيستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد ************************* چه كنم چاره ندارم كه فلك كرده جدا از تو مرا از كجا غنچه بچينم كه دهد بوي تورا ************************ امشب بدست اورده ام ان دلبر طناز را ساقي بياور جام مي مطرب بزن ان ساز را ***************************** بيا تا مونس هم يار هم غمخوار هم باشيم انيس جان غم فرسوده بيمار هم باشيم ******************************* دوست ان باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي ******************************** ادامه مطلب |+|
آبی ترین آبی عشق محسن |
|